اشکم از وضعیت دلشکنت می ریزد
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن5
بازدید2.9K
اشکم از وضعیت دل شِکنَت میریزد دلم از دیدن پر پر زدنَت میریزد انتظار از تو ندارم که صدایَم بزنی (بس که خون لَخته مدام از دهنت میریزد)۲ (دست و پا میزنی و روی زمین نیزه و تیر)۲ از میان زره و پیرهنت میریزد هرچه میخواهم از این خاک تو را بردارم (تکّه تکّه همه اعضای تنت میریزد)۲ هر طرف مینگرم از لبهی هر شمشیر (بین دشمن قطعاتِ بدنت میریزد)۲ مثل زهرا شده تشییع تو بر روی عبا (هر قدم قطرهی خون از کَفَنت میریزد)۲