اسیر داغم و با آه می جوشم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن2
بازدید1.5K
اسیرِ داغم و با آه میجوشم چهل سال است زهرِ مرگ مینوشم چهل سال است در دل کربلا دارم مگر گودال میگردد فراموشم طنینِ روضۀ خشکیِ لبهایم لهوفِ یاسهای ارغوان پوشم صدای استخوانهای ترک خورده به زیر نعلهای تازه در گوشم به جز شرمندگی آخر چه میکردم کتک میخورد ناموسم در آغوشم ***