نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

رحمت بر آن که با تو من را آشنا کرد اسم تو را بردم مرا زهرا دعا کرد هر کس به یک نوعی به درد روضهات خورد کشتی تو بر آب افتاد و چهها کرد حرِّ ریاحی با تو شد حرِّ حسینی در محضر تو میتوان مس را طلا کرد قربان آن آقا که هر چه توبه کردن بیمعطلی بر روی من آغوش وا کرد سوگند بر زهرا که محتاج کسی نیست دستی که بار روضهات را جابهجا کرد یابن الشَبیبی گفت دلها زیر و رو شد این حرف سلطان روضهها را کربلا کرد لعنت بر آن کس که سرت را ذبح کرد و لعنت بر آن کس که تو را عریان کرد *** شلوغه ته گودالی و دور بدنت شلوغه چقدر تن بیکفنت شلوغه
هنوز نظری ثبت نشده