اسمی که میبرم هزار مرتبه
سیدرضا نریمانیپسندیدن7
بازدید300+
اسمی که میبرم هزار مرتبه برای شامیها کابوس هر شبه خطبههاشو هر که شنیده میگه حیدره رو منبر یا که زینبه ساکن افلاک، آبروی خاکه خطبههای کولاکه، زینب زینب با تیغ برنده، خطبهی کوبنده ریشهشون کنده زینب زینب تا که میره به منبر همه میگن اومد حیدر یهود میندازه یاد حماسهی خیبر یزید بیچاره نداره چاره جز اینکه قبول کنه باخته جلوی آل پیغمبر زینب زینب (۳) خورشید فاطمه طلوع میکنه کوفه به محضرش خشوع میکنه پسر مرجانه میلرزه پاهاش وقتی زینب خطبه شروع میکنه کوفه رو ویران کرد شامو با ایمان کرد خدایی طوفان کرد زینب (۲) دشمن درمانده، متحیر مانده تا که رجز خونده زینب، زینب زینب زینب(۲) به ابن مرجانه یکی بگه که دیوانه اینی که منبر رفته آیههای قرآنه خودت با هفت پشتت همه حقارت محضید ولی ببین زینب سرور بزرگانه زینب زینب(۴) تکیه بر حَيِّ لا یَموتُ میکنه پیش پاهاش تابوت سقوط میکنه وقتی که زینب داره حرف میزنه زنگ شترها هم سکوت میکنه خَدیجَهَ الْغَرّاءِ فاطمه الزهرا قیامت کبری زینب زینب کوه درده زینب غوغا کرده زینب مرد، مرد زینب زینب زینب صلابت حیدر تمام غیرت حیدر لطافت مادر نجابت مادر تمومه میراث علی و زهرا رو داره هزار ماشاالله به این صلابت دختر زینب(۴)