اسدالله إبن الأسده، رو به هیچ نامردی نزده
مازیار طاولیپسندیدن3
بازدید2.8K
اسدالله ابن الاسده، رو به هیچ نامردی نزده قاسم ابن حسن ابن علی، معلومه جنگیدن بلده سینهسپر قاسم، جای پدر قاسم میتازه تا میدون، شیرانهسر قاسم سربندو ببین، ذکر زیبای یازینب رو زده خیبرو آوره به یاد همه حیدر انگار باز هم مرحب رو زده ابن الحسن یا قاسم... جای خود عمّامه به سره بیزره اومده با یک کفن مثل سیبی که شده به دو نیم با حسن یک روح و دو بدن شأن و شرف قاسم، شور و شعف قاسم داره فنونِ تو بوی نجف قاسم احلی مِن عسل از ضربههاش عقب میمونه اجل بعد چند سال اومد صدای نالهی شترسوار جنگ جمل ابن الحسن یا قاسم...