از نجف آمدهام، از نجفآباد علی
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن31
بازدید2.6K
از نجف آمدهام، از نجفآباد علی تا بخوانم همهجا ناد علی، ناد علی من و ایوان علی، پنجره فولاد علی که علی عشق ، علی جام ، علی باده علی هرکه شد غرق علی دید علی فاطمه است مرتضی مثل کسی نیست، ولی فاطمه است باید از خلق چهل سال جدا بنشیند تا چهل سال فقط پیش خدا بنشیند هی به معراج رود، هی به دعا بنشیند چلهای آخر سر غار حرا بنشیند تا خدا هرچه که دارد به پیمبر بدهد تا به قرآنِ خودش سورهی کوثر بدهد باید او عین پیمبر خودِ خاتم باشد باید انگار خداوندِ مجسم باشد باید او معنی اسلامِ مسلم باشد جمع اسماء خدا جامع اعظم باشد باید این مرد علی باشد و حیدر بشود تا که با حضرت صدیقه برابر بشود مادرِ آخرت آمد که به دنیا برسد خاکِ لبتشنه مُهَیاست که دریا برسد مریم و آسیه و هاجر و حوا برسد فاطمه آمده تا اینکه به زهرا برسد نقطهی فا به بَرِ نقطهی باء آمده است آی جبریل بخوان مادر ما آمده است هرچه چادرش را که تکان داد جهان پیدا شد اولین بار که خندید زمان پیدا شد آمد از پیش خداوند، مکان پیدا شد تا به لب گفت علی جان، ضربان پیدا شد آفرینش شده خم بوسه زند خاکش را دید چشمانِ نبی معنیِ لولاکش را پای انوارِ تنور تو که مهمان بشویم تازه سلمان شده و تازه مسلمان بشویم ما که بر راه توئیم آنچه شدی آن بشویم مثل تو پای ولایت همه طوفان بشویم تا علی هست همه یک رگِ غیرت داریم به تو سوگند که ما عِرقِ ولایت داریم چه غم از حادثهها پیر خراسانی هست چه غم از این همه غم غیرت ایرانی هست آی ای خصمِ زبون، خون سلیمانی هست منتظر باش که یک سیلیِ طوفانی هست منتظر باش که تیغ علوی تَر گردد رفته سردار نفس تازه کند برگردد