از مهمانِ کربلا از جَدِّ غریب ما بخون، مُحتَشَم
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن17
بازدید900+
از مهمانِ کربلا از جَدِّ غریب ما بخون، مُحتَشَم تعریف کن سرو برید با بیرحمی موقعِ اذون، مُحتَشَم از سردارِ بیسپاه از زخمای ذوالجناح بخون، ریان دسته دسته میزنن تنها، حسین ما بخون، ریان از آتیش خیمهها از قاری نیزهها بخون مُقبِل از ما روضهتو بخواه افتاده حسین به خاک و خون، مُقبِل مونده روی زمین، پیکرِ تو رها السَّلامُ علیٰ من دَفنَ اهلِ قریٰ خواهرت اگه نیست، رفته شامِ بلا ریگ و رملِ بیابون برات گرفتن عزا (سَیدُالشُّهدا، سَیدُالشُّهدا، سَیدُالشُّهدا یا مُقَطَّعُالاَعزا...) همه منتظرن مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه دستِ قاتل اگه، به سرش برسه آخ خدا به دادِ موی دخترش برسه (سَیدُالشُّهدا، سَیدُالشُّهدا، سَیدُالشُّهدا یا مُقَطَّعُالاَعزا...)