از قدمهای تو در شهر، خبر میآید
حاج منصور ارضیپسندیدن4
بازدید1.5K
از قدمهای تو در شهر، خبر میآید ای که از هر نفست بویِ پدر میآید پسر حیدری و خوب همه میدانند دل به دریا زدن از دست تو بر میآید بین راهِ حرم و آب که دلتنگ شدی چشم تو مرکز باران به نظر میآید خالی از دست شدی، دست تو خالی مانده پیش از این فاجعهها حوصله سر میآید لقب مرکز فرماندهایِ کُل جهان جانِ ارباب به چشمت چقدر میآید نظم منظومۀ خونین شما ریخت به هم ناگهان شمس به دیدار قمر میآید ***