از غم هجر دلم شوق گریبان دارد
حاج منصور ارضیپسندیدن0
بازدید5.9K
از غمِ هجر، دلم شوقِ گریبان دارد دلِ هجرانزده آیا سر و سامان دارد؟! نه فقط در غمِ دلبر، دلِ من میسوزد هر طرف مینگرم، عاشقِ حیران دارد چند سال است كه من منتظرم برگردی ای مسافر، سفرِ هجرِ تو پایان دارد؟! گر که یوسف نكند میل به دیدارِ وطن دلِ یعقوب به برگشتنش ایمان دارد چشمِ آلوده به دیدارِ تو نایِل نشود تا كه بر راهِ نظر، پردهیِ عصیان دارد كَرَمِ توست كه ما را بخری، ورنه گدا چه مَتاعی جهتِ عرضه به سلطان دارد هرچه گفتیم كمی از غمتان هم نشده كربلایت چقدر رنجِ فراوان دارد شب و روزِ تو شده گریه به غمهایِ حسین چشمهایت خبر از سینهیِ سوزان دارد عالَم از گفتنِ یك نام دگرگون شده است چه سروشی كه این ذكرِ «حسین جان» دارد