از غمت ذره ذره آب شدم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن6
بازدید3.2K
از غمت ذره ذره آب شدم گل نبودم ولی گلاب شدم هر زمانی که آب نوشیدم یادت افتادم و کباب شدم از غمت سال ها گریستم و در غم عشق تو شراب شدم پشت پایی زدم به هرچه که هست تا که از عشق تو خراب شدم تا که احرام اشک را بستم جزو زوار تو حساب شدم پادشاه زمین شدم وقتی به غلامیت انتخاب شدم من دعای قنوت زهرایم آن دعایی که مستجاب شدم هر کجا شیرخواره ای دیدم بی قرار غم رباب شدم *** [تو خیمه ها غوغایی همه به فکر آبن تموم زن ها اومدن تو خیمه ی ربابن رقیه نازش میکنه بخواب گل بهارم داداش کوچولو آب میخای از چشام آب میارم] ***