نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حامد خمسه - از علی دَم بزن اما دَمِ مولا حسن است

از علی دَم بزن اما دَمِ مولا حسن است

[ حامد خمسه ]
از علی دَم بزن اما دَمِ مولا حسن است
که دَمادم نفسِ حضرت زهرا، حسن است

عرش گفتیم و غلط بود، نفهمیدم که
سومین رکعت پیغمبر عظمی، حسن است

او عظیم است و قدیم است و رحیم است و کریم
چارده تن حسن انگار، که تنها حسن است

من از این بندگی و زندگی‌اش فهمیدم
به خداوند، خداوند دو عالم حسن است

دَمِ ما هست حسن، بازدم ماست حسین
درد ما تا که حسین است، مداوا حسن است

هر حسینیه از اول حسنیه بوده
به حسن، کار محرم همه‌اش با حسن است

گرچه عباس و حسین است و علی‌اکبرها 
تا حسن هست، دَمِ زینب کبری حسن است

بر عقیقِ یمنِ سرخ علی، جان حسن است
نقش حکاکیِ فیروزه‌‌ی زهرا، حسن است

پسرانش همه در کرب و بلا می‌گفتند
آی فرزند حسن نیست، سراپا حسن است

از غریبیِ حسن هیچ مگو، پر آه است
میهمان حسنیم و شب عبدالله است

****
فرصت برای حرز گرداندن ندارم
حتی دگر وقت رجز خواندن ندارم

دست مرا در دست‌هایش داشت عمه
هرقدر گفتم می‌روم نگذاشت عمه

بغض زیادی از مدینه جمع کردم
اندازه‌ی ده سال کینه جمع کردم
هرچه نفس می‌شد به سینه جمع کردم

سر می‌دهم‌ امروز نام مادرم را
میگیرم امروز انتقام مادرم را

*****
از دست های عمه دستش را کشیده
هرجور می‌شد از حرم بیرون دویده
شکر خدا انگار به موقع رسیده 

غریب گیر آوردنت
که با عصا می‌زدنت
غریب گیر آوردنت
که بی‌هوا می‌زدنت

*****

از این طرف عمه صدایم کرد برگرد
از آن طرف دشمن تو را از پا درآورد 

گفتم عمویم را نزن با نیزه نامرد
من آخرین یار عمو درکربلایم
دورت بگردم ای عمو دارم می‌آیم
*****
غریب گیر آوردنت
نیزه زدن تو دهنت
غریب گیر آوردنت

دشمن برای غارت خلخال رفته
هرکس رسیده داخل گودال رفته 
انقدر نیزه خورده که از حال رفته

گفتم زنازاده عمویم را رها کن
دست از سرش بردار، دستم را جدا کن

مقابلش به گلویم سه شعبه را بزنید
مقابلم به تن زخمی‌اش عصا نزنید
هزار بار مرا ذبحِ از قفا بکنید
اما سر عزیز خدا را تورو خدا نزنید

غریب گیر آوردنت...

****
تیر سه شعبه قطع کرده گردنم را
بردند مثل تو عمو پیراهنم را
سُم‌‌های مرکب‌ها لگد کرده تنم را

این نعل‌ها من را در آغوش تو جا کرد
شمر آمد و ما را ز یکدیگر جدا کرد 

****
داره از تو میدون صدا میاد
بی هوا میاد نیزه و شمشیر
هوای خیمه شده نفس‌گیر

بذارید برم وقت رفتنه
نوبت منه، طاقت ندارم
نمی‌تونم دست رو دست بذارم

منم شبیه قاسم دلم می‌خواد سهیم شم
عمو مثل بابامه، نذار بازم یتیم شم

دیگه بند اومده نفسم
نکنه به عمو نرسم 

عمو جون.... 

*****
دیگه صحبتِ سر بریدنه
ضربه می‌زنه، با خنجرِ کُند
خالیه جای برادر تو

سرت رو بذار روی دامنم
مثل تو منم تنهای تنهام
بریم عمو جون کنار بابا

تو غرق خاک و خونی، منم پَرَم شکسته 
هزارتا زخم کاری رو گردنت نشسته

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل