از عطش دیگه براش جون گریه هم نموند
محمد ابراهیمی اصلپسندیدن36
بازدید9.4K
از عطش دیگه براش، جون گریه هم نموند حال و روز مادرش (قلبِ خیمه رو سوزوند)2 عمهها دارن براش بیقراری میکنن بچهها یه گوشهای گریهزاری میکنن (توی گهواره میسوزه تنِ شیرخواره میسوزه)2 (یه حرم داره میسوزه)2 طفلکِ بیخوابو ببینید ماهیِ بیآبو ببینید اگه پریشونی ندیدید ربابه بیتابو ببنید (لالا لالا، لالا علی جان)4 ***** (روی دستای حسین)2 مونده پارهی تَنش واسه یه قطره آب (رو زده به دشمنش)2 (رو زد و به خواهشش، یک نفر جواب نداد)2 حالِ بچّشو دیدن، اما هیشکی آب نداد (مثلِ موجِ بلا اومد یه تیر از ناکجا اومد)2 (چقدر بیهوا اومد)2 حرمله نوگُلش رو چیده حسین دوباره داغ دیده تیرِ سهشعبه عین خنجر (گَلوشو گوش تا گوش بُریده)2 (لالا لالا، لالا علی جان)4 ***** ( بخدا در همهی عمر به کَس رو نزدم رو زدم آب بگیرم، پسرم را کشتند) ***** دست و پا میزنه تقصیر نداره آخه شیرخواره تحّملِ تیر نداره تقصیرِ منه که مِنّت کشیدی بمیرم که مادرش شیر نداره ***** (اونی که میره دلم براش میاد آبو خورده داره با باباش میاد واسه این که زیرِ آفتاب نباشه بچّمو گرفته تو عباش میاد)2 نبینم این جوری آشوبی حسین دستتو رو خاکا میکوبی حسین علی اصغرم فدات ببینمت تو چیزیت شده؟ خودت خوبی حسین؟ تشنگی بُرده قرار و توونم سخته راه برم با قدِّ کمونم یه کمی زمان بده، منم بیام تا براش نمازِ مِیّت بخونم پشتِ خیمه با خجالت رسیدم پیر شدم تا اشکِ چشماتو دیدم یادته روزِ تولّدش حسین من با خندههای تو میخندیدم عرقِ پیشونیت از شرمه حسین خونِ بچّمون هنوز گرمه حسین خاکو آروم رو تنش بریز آخه استخوون شیش ماهه نرمه حسین