از طعنه های دشمن نادان
میثم مطیعیپسندیدن15
بازدید3.5K
از طعنههای دشمن نادان چه میکشید بین کویر حضرت باران چه میکشید خورشید عشق و رحمت و نور و سخا و جود در بین این قبیلهی عصیان چه میکشید با پیکرش چه کرده تب تازیانهها با حال خسته گوشهی زندان چه میکشید شکر خدا که دختر مظلومهاش ندید بابای بیشکیب و پریشان چه میکشید امّا دلم گرفته ز اندوه دیگری طفل سهساله گوشهی زندان چه میکشید با دیدن سر پدرش در میان تشت هنگام بوسه بر لب عطشان چه میکشید وقتی که دید چشم کبودش در این میان خونین شده تلاوت قرآن چه میکشید میگفت با لب پر از آهی که جان نداشت ای کاش هیچ سنگدلی خیزران نداشت ندیدم خیزران را بر چه میزد فقط دیدم که عمه ناله میزد