از شما ای مهربان پروردگارم شرمسارم
حاج مهدی سلحشورپسندیدن5
بازدید1.7K
از شما ای مهربان پروردگارم، شرمسارم روی برگشتن ندارم، شرمسارم شرمسارم با تو تا آدم شوم، قول و قراری داشتم حیف باز هم اما زدم زیر قرارم، شرمسارم هر که بر درد غم تو مبتلا شد خوش به حالش من ولی بر درد بی دردی دچارم، شرمسارم برگ برگه صفحهی تقویم من، غرق گناه است از خزانم نا امیدم، از بهارم شرمسارم زندگی با لقمههای شبهناک، آلوده گشته از خودم، از لقمهام، از کار و بارم، شرمسارم من نمیدانم که امضا میشود یا نه الهی من از این پروندهی زشتی که دارم شرمسارم قدر این شبهای رحمت را ندانستم، چه بد شد توبهام را برد نفس نابهکارم، شرمسارم اگر کشتند چرا آبت ندادند چرا زان در نایابت ندادند کوتاه کن کلام بماند بقیهاش مرده است احترام، بماند بقیهاش از تیرهای حرمله یک تیر مانده است آن هم نشد حرام، بماند بقیهاش هر کس که زخمی از علی و ذولفقار داشت آمد به انتقام، بماند بقیهاش شمشیرها تمام شد و نیزهها تمامشد سنگها تمام، بماند بقیهاش گویا هنوز باور زینب نمیشود بر سینهی امام، بماند بقیهاش پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته در بین ازدحام، بماند بقیهاش راحت شد از حسین همین که خیالشان شد نوبت خیام، بماند بقیهاش رو کرد بر مدینه که یا ایهاالرسول یا فاطمه سلام، بماند بقیهاش این کشتهی فتاده به هامون حسین توست این سیر دست و پا زده در خون، حسین توست