از زخم تنت معلومه
سایر ذاکرینپسندیدن3
بازدید400+
(از زخم تنت معلومه نیزه به تنت کوبیدن)2 دندون تو میگه دشنه توی دهنت کوبیدن تصویر تو توی صحرا افتاده بمیرم داداش از بس که با نعل تازه روی بدنت کوبیدن (بنویسید حسین سخت بیتاب شد و آب نخورد)2 بنویسید قمر وارد آب شد و آب نخورد (از فرط عطش جسم تو)2 از تاب و توان افتاده بالای سر تو مادر با قد کمان افتاده دیدم که به روی سینت با چکمه سنان افتاده حرف حرمت با غیرت بر روی زبان افتاده