دنبال چی میگردی؟از نوا بپرس
با هوش مصنوعی نوا، سریعتر و هوشمندتر به محتوای دلخواهت برس
از روی بام نقش زمین گشت پیکرش
حاج علی کرمیپسندیدن7
بازدید600+
از روی بام نقش زمین گشت پیکرش بعد از بدن، ز بام سرازیر شد سرش بالای بام سر ز تن او بریده شد در کوچههای شهر تن او کشیده شد دیدم ز بام کوفه سر نِی، سر تو را تیر سهشعبه و گلوی اصغر تو را دیدم هزارپاره تن اکبر تو را در زیر خارها جسد دختر تو را با خود حساب کینهی آل اُمَیِّه کن بگذر ز کوفه، رحم به حال رقیه کن * * * * انگار میبینم سری بالای نِی را انگار که میبینم زهرا پای نیزهست * * * * دندون من شکست فدا سرت حسین فدای تار موی اکبرت حسین از ما گذشت ولی خدا خیر کنه به دندونای شیریِ دخترت حسین دستای سنگین تُو شهرشون پُره صورتش اصلاً به سیلی نمیخوره توی هر کوچه میگم با چشم خیس این کوچههای تنگ جای رقیه نیست بده برام که خواهرت اسیر بشه بده که قسمت تنت حصیر بشه دیر نشده مسیر تو عوض بکن نذار با شمر و خولی هممسیر بشه میزنن روی نِی آیهی زینب رو نشون میدن بههم سایهی زینب رو میکشم منت، یه چیز میخوام ازت تا میتونی حسین معجر بیار فقط * * * * عذابآورتر از این حقیقت در جهان غم نیست رقیه صورتش نصف کف دست سنان هم نیست اینا که نامه نوشتن واسه تو بدجوری تو رو گرفتار میکنند یه هفت، هشت روز دیگه توی خیمهها با لگد بچهت رو بیدار میکنند * * * * تمام حاجتم این است ظهر روز دهم جنازهام برود روی دوش این مردم همان زمان که سماوات بر زمین افتاد بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد * * * * میخوانمت اینگونه حالا از سر دارم تنهاترین آقای عالَم دوستت دارم میخواستم از غصههایت کم کنم اما حالا که میبینم خودم سنگینترین بارم بیسر تمام کوفه را چرخیدهام، عشق است تا بلکه سنگی از سر راه تو بردارم از اسب میوفتی و من از بام میوفتم آری گریز روضههای توست اخبارم از هول گودال تو گود افتاده چشمانم با خشکیِ لبهای تو چون ابر میبارم ای نوحهخوانت آبها، سینهزنت خورشید ای آنکه اشک مادرت کرده عزادارم در محضر زهرا چه سازم شرم را؟ وقتی دخترعمویم را به دست شمر بسپارم اندازهی بازار داغ نیزه و شمشیر دستان سنگین عربها داده آزارم دیگر معافم کن ز استقبال خود آقا شرمندهام بالای دروازه گرفتارم * * * * منی که سایهام را مردم کوچه نمیدیدند منی که شش برادر داشتم، حالا نظر خوردم * * * * هر چی سنگم روی لبهام بزنند باز میخوام فقط تو رو صدا کنم نگرونم دَمِ دروازه میای نتونم تُو صورتت نگاه کنم به دلم مونده یه بار دخترمو ببینم تُو لباس عروس حسین یه کاری بگم برا من میکنی؟ دخترم رو جای من ببوس حسین * * * * کاش میشد کمی از نیزه بیایی بغلم بهخدا بوسه از این فاصله سخت است پدر