نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

از دِه آباد ما ویرانه میماند به جا آخرش از نام ما، افسانه میماند به جا آنقدَرها آمدندو آنقدَرها میروند سالهای سال این میخانه میماند به جا فیض ما از روضهات از روضهخانه کمتر است ما نمیمانیم اما خانه میماند به جا هر کسی فانی نشد در عشق باقی هم نشد در قبال سوختن، پروانه میماند به جا بعد مردن خاک ما را وقف میخانه کنید لااقل از خاک ما پیمانه میماند به جا خانهی قبر من این ویرانه را آباد کن ورنه از این خانهها ویرانه میماند به جا نام نه، تصویر نه، هر آنچه که کردیم نه از من و تو نالهی مستانه میماند به جا آنکه میماند درِ این خانه در آخر فاطمه ست میرود مهمان و صاحبخانه میماند بجا هر کجا رفتیم صحبت از رسول تُرک شد بیشتر از عاقلان، دیوانه میماند به جا نیستم سرگرم سجاده خودم فهمیدهام آخرش خدمت درِ این خانه میماند به جا
هنوز نظری ثبت نشده