از خیمه دویدم تا مقتل رسیدم
امیر طلاجورانپسندیدن10
بازدید800+
از خیمه دویدم تا مقتل رسیدم انقدر تیر و نیزه یک جا من ندیدم به عمّه زینبم هی التماس میکنم من تو رو از دست سنان خلاص میکنم برای کشتن تو هر چقدر بد بشن باید فقط از روی جسم من رد بشن بمیره مادرت، تعارفی شده چرا بریدن سرت؟ چرا توجّهی نمیکنن به مادرت؟ (سیّد مظلوم، حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم)۲ رهاش کنید، یکم مؤدبانهتر صداش کنید نگاه به حال و روز خیمههاش کنید کمتر برای غارتش تلاش کنید (عمو حسین، عمو حسین عمو حسین، عمو حسین)۲