از خیمه به سمت گودالت دویدم
حاج اسلام میرزاییپسندیدن2
بازدید400+
از خیمه به سمت گودالت دویدم جونم رو لب اومد تا پیشت رسیدم توی اون شلوغی نشناختم تنت رو بردن نانجیبا حتی پیرهنت رو دیدم با چشمای خودم من یکی عباتو با خودش برد بمیره خواهرت که غارت چی سر حال و روزت آورد بهت ندادن امون خولی و شمر و سنان نمی گذرم من حسین از شب از اون ساربان غریب مادر حسین جونم بین گودال روی لب رسیده رگ های گلوتو آخه کی بریده تو غارت شدی و اشکامو ندیدن انگشتت رو آخه واسه چی بریدن ریختن همه میون گودال برای بردن غنیمت اذان مغرب شده بود و شد همه ی تن تو غارت شد تو گودی قتلگاه موندی تو بی سرپناه چی بگم آخه حسین آتیش گرفته خیمه ها غریب مادر حسین واویلا پسر فاطمه شد تنها واویلا بی کفن مونده روی خاکا واویلا افتاده به زیر دست و پا غرق خون شد بدن بی سر شاه بین قتلگاه تنش افتاده یه گوشه بی پناه بین قلتگاه کشتن حسین من شده مباح بین قتلگاه اربا اربا شده بی جرم و گناه واویلا واویلا ای بی سر ضجه میزنه برات خواهر ای بی سر پیکرت شده حسین پرپر ای بی سر توی فکر غارتن لشکر بدن بی کفنش دریده شد سر بریده شد از قفا موی سرش کشیده شد سر بریده شد نالههای مادرش شنیده شد سر بریده شد پیکرش به خاک و خون تپیده شد سر بریده شد واویلا تو گودال سر غارتش شده جنجال تو گودال شد تموم پیکرش پامال تو گودال هستن عده ای چقدر خوشحال پیش مادرش جسارت نکنین غارت نکنین تن بیسر و اذیت نکنین فکر بردن غنیمت نکنید غارت نکنین نامسلمونا اهانت نکنین حسین