از خودم یاد گرفتم که فدای تو بشن
محمدحسین حدادیانپسندیدن28
بازدید5.2K
از خودم یاد گرفتن که فدای تو بشن بچههای من فدای بچههای تو بشن (عزم میدان کردن، یا علی گفتن)2 (اینا حلالزادهن، به خودت رفتن)2 (از خودم یاد گرفتن که فدای تو بشن)2 بچههای من فدای بچههای تو بشن (عزم میدان کردن، یا علی گفتن)2 (اینا حلالزادهن، به خودت رفتن)2 (شکند اگر سبویی سر خمّ می سلامت به جوونای عقیله بده رخصت شهادت)2 (یا اباعبدلله)4 (از خودم یاد گرفتن که فدای تو بشن)2 بچههای من فدای بچههای تو بشن عزم میدان کردن، یا علی گفتن (اینا حلالزادهن، به خودت رفتن)2 (شکند اگر سبویی سر خمّ می سلامت)2 به جوونای عقیله بده رخصت شهادت (یا اباعبدلله)4 (دوتا بچه شیر آورده ناجی کرببلا)2 دوتا قربونی برای حاجی کرببلا (حاصل یک عمر من و عبدلله)2 (فدای راه تو ابیعبدلله)2 (شکند اگر سبویی سر خمّ می سلامت)2 کمِ زینبو ببخش تا نکشم ازت خجالت (یا اباعبدلله)4 اینا میرن که نمونه نیزهای برا سر تو سرشون رو دیدی روی نیزهها فدا سر تو اگرم افتادن توی سیل خون (قول میدم از خیمه نمیام بیرون)2 شکند اگر سبویی سر خمّ می سلامت (نمیخوام منو ببینن که دارم میرم اسارت)2 (یا اباعبدلله)4 (شکند اگر سبویی سر خمّ می سلامت) 2 (به جوونای عقیله بده رخصت شهادت) 2 (یا ابا عبدلله) 4