از حرم، زار و مضطر رسیدم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید1.3K
از حرم، زار و مضطر رسیدم با سرِ زانو، آخر رسیدم نورِ چشمِ تَرِ من ای گُلِ پَرپَرِ من پا نکِش بر زمین، در برِ من دورِ من، پُر شد از، اکبرِ من بُرده داغت، صبر و تابم تا نمُردم، دِه جوابم (ای علی جان2)2 *** زخمِ شمشیر و سرنیزه کم نیست بر تنت جای یک بوسه هم نیست بسته جانم به جانت غرقِ خون، گیسووانَت لَختِ خون، میکِشم از دهانت بشنوم تا صدای اذانت گریه کردم، پیشِ دشمن ای عصای پیری من (ای علی جان2)2 *** در عبا، قطعههایت که چیدم اصلاً از تو، نشانی ندیدم از چه مرگم نیاید زخمِ تو، هم نیاید کاری از دستِ مَرهم نیاید بار الاها، عبا، کم نیاید در قَفایت، نوحه خوانم می خورد تا زانووانم (ای علی جان2)2 ***