از حرم جان میرود
مسعود پیرایشپسندیدن2
بازدید400+
(از حرم جان میرود با کام عطشان میرود) ۲ (خواهرم زینب بیا قاسم به میدان میرود) ۲ با دَمِ اَحلی مِن العسل از مقابل من میرود بیزره و بیجوشن ببین یادگار حسن میرود جان به این نام عالمگیرش(۲) صوت هر نغمهی تکبیرش میرسد نام حیدر با هر ضربه جانانهی شمشیرش (یَلِ لشکر حسن ماشاالله)۲ (علیاکبرِ حسن ماشاالله)۲... (ساقی لشکر ببین میلرزد ارکانِ زمین) ۲ (زنده شد در کربلا یاد معزّ المومنین) ۲ (در شجاعت و هیبت حسن در ادب و نجابت حسن) ۲ رزم و رجز او چون علی قرص قمر صورت حسن از فدایی شدن میگوید (۲) یاحسن، یاحسن میگوید بین میدان رجز میخواند از حسین دائماً میگوید (یَلِ لشکر حسن ماشاالله)۲ (علیاکبرِ حسن ماشاالله)۲... (یا حسین میگوید و یا حیدر و یا مجتبی) ۲ (با هجومش میشود سرها معلق در هوا) ۲ جان حرم و جان عمو چشمِ همه به دنبال او لشکری گوید أَيْنَ الْمَفَر تا که با او شود روبهرو ارثیه دارد از اجدادش(۲) ساقی کربلا استادش (طمع شمشیر او را چشید ازرق شامی و اولادش) ۲ (یَلِ لشکر حسن ماشاالله)۲ (علیاکبرِ حسن ماشاالله)۲...