از امان نامه قصدشان این بود
حسین سیب سرخیپسندیدن7
بازدید600+
از امان نامه قصدشان این بود که بلرزد تن زنان حرم وا عطشا...... کور خواندند من ابالفضلم جان عباس هست و جان حرم وا عطشا...... از همان وقت پیش چشم خیام شدم از شرم زار و جان بر لب باید الآن وضو بسازمو بعد بروم دست بوسی زینب وا عطشا...... السلام علیک سیّدتی نوکرت آمده به دیدارت چه شده غصّه میخوری خانوم به فدای قدت علمدارت من به قربان چشمهای ترت سر عباس نذر معجر تو من میافتم ز اسب روی زمین تا نیفتد به خاک پیکر تو خانم خانم میخورم چهار هزار تیر و سنان تا که یک سنگ از تو دور شود