از ازل خورشید انور زینب است
سید امیر حسینیپسندیدن13
بازدید7.3K
از ازل خورشیدِ اَنوَر زینب است حافظِ اللهُ اکبر زینب است پیکرِ اسلام را سر زینب است حیدرِ کرّارِ دیگر زینب است (بعد زهرا روحِ کوثر زینب است)۲ پیشِ پایش آسمان خم میشود مرجعِ تقلیدِ مریم میشود کعبهی غمهای عالَم میشود آیت اللهِ معظم میشود (محشرِ صحرای محشر زینب است)۲ یک زن اما لشگری را صفشکن یکتنه بابُ المُرادِ پنج تن تکیه بر این شانهها دارد حسن ذوالفقاری دارد از جنسِ سخن (منبریها، جانِ منبر زینب است)۲ از امامِ خود حمایت میکند از گنهکاران شفاعت میکند گاه در میدان قیامت میکند گاه در خیمه عبادت میکند (مادری از جنس خواهر زینب است)۲ در خطرها بال و پَرها میدهد میرود خونِ جگرها میدهد موقعِ پیکار سر را میدهد پای عشقش تو پسر را میدهد (فانیِ عشقِ برادر زینب است)۲ ای غریب کربلا جانم فدات نه پسر دو نوکر آوردم برات این دو تا خاکند، خاکِ زیرِ پات سهم من را هم بده از کربلات (بین خیمه زار و مضطر زینب است)۲ مادری وقتی که دارد دو پسر با خودش هم تیغ دارد هم سپر امنیت دارد به هنگام خطر کِی میافتد بر زمین بینِ گذر (روضهخوانِ داغِ مادر زینب است)۲ این دوتا هستند، شأنِ من بهجاست حُرمَتم ضربالمثل در کربلاست دور از من چشمهای بیحیاست چادر زینب کجا در زیرِ پاست؟ (در حفاظِ دو دلاور زینب است)۲ هر دوتا سیراب از یک بادهاند این دو آقازاده حیدر زادهاند تا ابد بر عشق تو دل دادهاند اذن میدان را بده آمادهاند (نه نگو، امیدِ آخر زینب است)۲ تو نرو گودال اینها میروند هر دو با سربند زهرا میروند زیر شمشیر و سنانها میروند جانِ من غصه نخور تا میروند (غصهدارِ دیدهی تر زینب است)۲