از آب هم مضایقه کردند کوفیان
حسین ایزدخواهپسندیدن37
بازدید1.6K
از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو و دَد همه سیراب میمکید خاتم زِ قحط آب سلیمانِ کربلا وای حسین، وای حسین... چون چاره نیست میروم و میگذارمت ای پارهپاره تن به خدا میسپارمت حسین حسین حسین... *** از آب محروم شده پیرهنت رو بردن تنت معلوم شده از آب محروم شده حرفتو کسی نخوند شاهِ مظلوم شده دَم اذونه شمر تو سجادهی تو نماز میخونه *** تا چشمام کار میکنه نیزه نیزه نیزه نیزه میبینم داره با تو چیکار میکنه بین جنجالی زخمی و بیحالی تو شیب گودالی یا اباعبدالله نیزهها خوردی سنگ جفا خوردی چه طعنهها خوردی یا ثارالله بمیره خواهر تنت شده پَرپَر توی گلوت خنجر یا اباعبدالله پشت و رو کردن ذبحو شروع کردن نیزه فرو کردن یا مظلوم اباعبدالله آه اباعبدالله... روضه شد کامل با لگد قاتل غرقِ به خون شد دل یا مظلوم در دل میدان جسم تو شد عریان شهیدِ لب عطشان یا ثارالله واسه چند دِرهم شد بدنت دَرهم میمیره از این غم آخر زینب منو آزردن چی سرت آوردن پیرهنتو بردن **** گریه، ناله، ضجه، لطمه میزند صحرا تیر و نیزه، بیجون، تشنه، غرقِ خون صحرا وای حسین، وای حسین... *** کوتاه نیومد از تنت گُلِ پَرپَرِ من رفتم جلو رحمی نکرد به چشم تَر من گردن برید از پسرم جلو دختر من تو دست دشمن موی رقیه چقدر زدن چنگ به سر و روی رقیه پِیام روون بود، با تازیون بود رحمی نکرد نگفت که قامتم