از سکوتم صدا درست کنید
مازیار طاولیپسندیدن0
بازدید5.6K
از سکوتم صدا درست کنید ذکر یا ربّنا درست کنید ببَرید و بیاورید ما را بلکه از من گدا درست کنید در دلم گر بنا است خانه کنید اولینخانه را درست کنید میشود سنگ دستتان بدهم میشود که طلا درست کنید هرچه میل شماست، تسلیمم یا خرابم، و یا درست کنید فقر ما را کسی درست نکرد ای کریمان! شما درست کنید بعد از آنکه مدینهام بُردید سفر کربلا درست کنید از لب ما دعا نمیافتد کربلا کربلا نمیافتد ***** این قبیله همه شبیه همَند این کرمزادهها چه باکرمَند چه نیازیست تا بزرگ شوند در همان کودکی مسیحدَمند زندهام میکنند مثل مسیح بر تنِ مُردهام اگر بدَمند همه آمادهی بلا هستند جادههای عروج پیچ و خَمند عاشقان بیشتر پِیِ نامند عاشقانی که عاشقند کمَند عاشقان در نگاه آلِ علی گر اسیرند باز محترمَند دختران قبیلههای عرب خادم شهربانوی عجَمند عجمی کردهاند جانان را آبرو دادهاند ایران را ***** ای مناجات تا خدا رفته عرش را تا به انتها رفته کیسهکیسه به شانه نان برده خانهخانه سوی گدا رفته بیتو معراج هم کسی برود بیوضو محضر خدا رفته بسکه در جال سجده افتاده رنگ پیشانی شما رفته مَحمِل ما به گِل فرو رفته مَحمِل ما شکسته وا رفته چارهای کن برای ما وَرنه رمضان آبروی ما رفته آبرودار پنجم شعبان دارد میرسد از راه رمضان ***** ای مناجاتیِ سرای حسین ذکر آمینِ ربنّای حسین ای تمام صحیفهات شرحِ آخرین ناله و دعای حسین مقتل تو صحبفهات باشد داده شرح کربلای حسین کاش مثل تو روضهخوان بشویم تا اقامه کنیم عذای حسین به زبان دعا بیان کردی چه کشیدند بچههای حسین تیر سه شعبه و حلقِ طفل معصوم بیخطای حسین ***** روزیِ شعر من امشب دو برابر شده است چونکه سرگرم نگاه دو برادر شده است چون که بانوی کِلابیه پسر آورده چشم وا کن پدر خاک، قمر آورده هرکه از قافلهی فُطرسیان جا مانده نظرش خیره به گهوارهی سقّا مانده زور بازوی تو بیحدّ و عدد خواهد شد بعد از این امِّ بَنین امِّ اسد خواهد شد با وجود تو زمین حیدر دیگر دارد کعبه جا دارد اگر باز ترک بَردارد از در خانهی او پا نکشیدم هرگز چون حسینیتر از عبّاس ندیدم هرگز ماه ذِیالحجّه که عبّاس به حج عازم شد همه بر کعبه ولی، کعبه بر او مُحرم شد در طوافش سخن از ابر فراتر میگفت در حقیقت لَکَ لَبّیک برادر میگفت این اباالفضل که از قبله فراتر میرفت مرتضی بود که از دوش پیمبر میرفت علیاکبر به ثناگویی او میآید چقدَر منبر کعبه به عمو میآید خطبه خواند و همه را محو صدای خود کرد در حقیقت همه را قبلهنمای خود کرد گفت این خانه که حق آمد و ایجادش کرد مسجدی بود که بابای من آبادش کرد کاشِفَالکَرب تویی، خندهی ارباب تویی پدر خاک علی و، پدر آب تویی روی چشم تو بوَد جای حسن، جای حسین هست مابِین دو ابروی تو بینُالحرَمین پیش خورشید و قمر سایهی تو سنگین است و فقط محضر زینب سرِ تو پایین است ساقی ما چه شرابی، چه سبویی دارد بنویسید رقیّه چه عمویی دارد ***** صحبت از مردی تو، کار بنیهاشم بود نام تو در دل میدان رجز قاسم بود زور بازوی علی ریخته در بازویت ذوالفقاری نبوَد تیزتر از ابرویت وسط جنگ زمین را به زمان دوختهای فنّ شمشیرزنی را، ز که آموختهای؟ ای جوان! پیر رَهَت کیست؟ از آن شاه بگو «اَشْهَدُ اَنَّ عَلیًّ وَلِیُالله» بگو او علَمدار حسین است، ببخشید مرا مدح او کار حسین است، ببخشید مرا