از این خاکدان پَر زدن لازم است
حاج منصور ارضیپسندیدن3
بازدید900+
از این خاکدان پَر زدن لازم است و پرواز دور از چمن لازم است خلاصه از این جا سفر میکنیم خلاصه فراقِ وطن لازم است بسوزان مرا تا بسازی مرا برای همه سوختن لازم است به خلوت میایم به تو میرسم مناجاتِ با خویشتن لازم است گدا را غنیاش کنی میرود برای خودم فقرِ من لازم است تو نه گفتنت، همّتم میشود برای کمالات، نه لازم است به آوارگیام ترحّم نکن نبی را اُویس قَرَن لازم است برای کمالات روحت علی حسین لازم است و حسن لازم است بخواهم صفات تو را بشمرم صفاتِ همه پنجتن لازم است نصیبِ حسین از دو عالم علیست پدر که علی و پسر هم علیست دلم را به زلفت اگر میدهم به دستِ نسیم سحر میدهم بدون تو سودم ضرر میشود بدون تو حتماً ضرر میدهم بیا خونِ دل را به گردن بگیر که دارم دلم را هدر میدهم سرم سر نه، سرمایهی عاشقیست به وقتش در این راه سر میدهم تو اَبرو بیاور به میدان، خودم سرم را دو شب زودتر میدهم ندادم هر آنچه گران خواستند دلم را تو ارزان بخر میدهم برای دو تا مُشت از خاکِ پا دو زر میدهم، بیشتر میدهم به پای پدرها پدر دادهام به پای پسرها پسر میدهم پَرم را به گهوارهات میزنم از اینجا به فطرس خبر میدهم در این کوچه دستم به تو سر زده کرم هم اگر رد شده دَر زده ندیدم کسی را در عالم چنین شباهت بگیرد به خاتم چنین ندیدم کسی را صدایش کنم و فیضش بیاید دمادم چنین خدا پهن کرده بساطِ تو را ندیدم بساطی فراهم چنین کرمخانهات کار و بارش گرفت پس از آن نگفتند حاتم چنین دَمت مُرده را زندهکن میکند مسیحا ندیده دَمَش دَم چنین تو با آدمی، آدمی نیستی مگر میشود سُلب آدم چنین میارزد دل و دین به اَبرو داد کجا دیدهای اَبروی خَم چنین تو نازت زیاد است پس ناز کن پدر میخرد عمّه هم همچنین قدِ اُمّ لیلا به پایت خمید نکرده خدایش مریم چنین غمِ عشق به خوردن میارزد علی به پای تو مردن میارزد دلم سوخته پس حرم را بده سرم را بگیر و پَرم را بده سر شب، پَر و بال من را بگیر دَم صبح خاکسترم را بده بیا توشه بردارم از دیدنت بیا توشهی آخرم را بده لبم را فیضِ لبت وصل کن افاضات پیغمبرم را بده همه تشنه، تشنگی تواَند بیا رزق انگشترم را بده تو حالا که رفتی روی نیزهها اذانِ غروبِ حرم را بده من و لشکرم را بههم ریختی بیا و من و لشکرم را بده پاشو آبروی مرا هم بخر یا نه، پاشو آبروی مرا جمع کن پاشو چادر خواهرم را بده خدایا علیاصغرم را بگیر به جایش علیاکبرم را بده خدایا درخت امیدم شکست عصایم به دست که افتاده است؟