اجل را دور سر گرداندم؛ هر روز و هر ساعت
حنیف طاهریپسندیدن3
بازدید200+
اجل را دور سر گرداندم، هر روز و هر ساعت که بر روی تو بگشایم، نگاه آخر خود را رخ نیلی و اعضای کبودم را تماشا کن که از دشمن گرفتم سهم الارث مادر خود را به رویت اینهمه آثار پیری از چه میبینم مگر دیدی به چشم خویش داغ اکبر خود را ز لبهایم نیفتاده هنوز آوای لالایی چرا همره نیاوردیم علیاصغر خود را مشکن دل رباب که او دلشکسته است بشکن سکوت را و بگو اصغرت کجاست