اجساد المقطعات
حسین سیب سرخیپسندیدن3
بازدید1.6K
اجسادالمقطّعات در زیر دست و پا نمیرسه به مادرت صدات ارواح المختلسات شمشیرش رو پاک میکرد با گوشههایی از عبات اجسام العاریات خیره سمت خیمهها مونده هنوزم چشات چرا بی غسل و کفن رو خاکی چرا نیست ر دست تو انگشتر پاشو خیمهها داره میسوزه چرا خوابیدی رو خاکت بی سر سر دِرهم تو چرا دَرهمی داره روضهی تنت آقا عجب عالمی زیر دست و پا زدی دست و پا نفست گرفته شد با نیزههای بی هوا یا مظلوم یا ذبیح العطشان نساء البارزات افتاده آتیش به جون خیمهها و بچّهها جیوب المذلجات با لگد میزد توی پهلوی مخدّرات دماءالسائلات جون عاشقا فدای خون خشک رو لبات خسته و تشنه لب بی حالی داره از تنت آقا خون میره روی پیکر عزیز زهرا پر جای نیزه و شمشیرِ امّا راضی نمیشن نامردا پیرمردا میزنن رو زخم پیکرت عصا جلو چشمای نیمه جون تو حمله میکنند یه عدّه بی حیا به خیمهها ذبیح العطشانی افتاده رو خاک صحرا مصحف قرآنی قتیل العریانی مادرت رسیده امّا بی سر و سامانی خسته و بی جانی امّا باز به فکر بذل و بخشش و احسانی نگران خیمهها هستی و زخمی تشنه لب گودالی مادرت رسیده پیشت امّا رو زمین افتادی و بی حالی دخترت تو خیمهها ترسیده آخه دست دشمنم تازیانه رو دیده تو غریب و بی کس و مظلومی تو کنار نههر آب از آب هم محرومی حسین ای جانم او میدوید و من میدویدم او سوی مقتل من سوی قاتل او مینشست و من مینشستم او روی سینه من در مقابل او میکشید و من میکشیدم او از کمر تیر من آه باطل او میبرید و من میبریدم او از حسین سر من غیر از او دل از حرم تا قتلگاه زینب صدا میزد حسین دست و پا میزد حسین زینب صدا میزد حسین از جنان تا قتلگه زهرا صدا میزد حسین از جنان تا قتلگه حیدرصدا میزد حسین نه سیدالشّهدا بر قتال طاقت داشت نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت کشید غاز رکاب آن خلاصهی ایجاد به رنگ پرتوی خورشید بر زمین افتاد هوا ز جور مخالف چو قیرگون گردید عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد