آب زنید راه را
محسن عرب خالقیپسندیدن11
بازدید19.7K
آب زنید راه را بوی گلاب میرسد به کربلا پسر اَبوتُراب میرسد آب زنید راه را ماه جبین میرسد به علقمه قمر امالبنین میرسد چه شُکوهی چه جلالی چه جمالی چه کمالی چه خصالی، چه وِصالی، چه عالی درجاتی، چه کشتی نجاتی عجب آب حیاتی، عجب صوم و صلاتی رسید عمه سادات با چه شکوه و جلواتی با چه سلام و صلواتی هر که دارد هوس یاری ما بسم الله هر که دارد هوس کربُبلا بسم الله ***** آب زنید راه را بوی گلاب میرسد به کربلا پسر اَبوتُراب میرسد آب زنید راه را ماه جبین میرسد به علقمه قمر امالبنین میرسد آب زنید راه را از عَرفات آمدند به کربلا همهی مُخدرات آمدند آب زنید راه را که آفتاب آمده دختر ناموس دین روح حجاب آمده چه تَباری، چه وَقاری، چه قراری، چه نگاری به دورش چه حصاری، چه قعودی، چه قیامی چه امامی، چه مقامی، چه کلامی عجب ماه تمامی عمو جان رقیه، شیر سرخ عربستان وزیر شه خوبان، پسر مَظهر یزدان بودی صاحب عِلم و اَدب و بِیرق و سَجاده و سَیف و هَشم در رقمش با لقب ماه بنیهاشم و عباس علمدار اباالفضل، سپهدار اباالفضل جهانگیر اباالفضل، جهاندار اباالفضل علمدار حسین، یل کربُبلا