ابی عبدالله آقای من
حنیف طاهریپسندیدن81
بازدید3.8K
یا اباعبدالله، یا اباعبدالله ... ابیعبدالله، آقایِ من ... (همه عمر برندارم سر از این خُمارِ مستی)۲ که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی ابیعبدالله، آقایِ من ... (تو نه مثلِ آفتابی، که حضور و غیبت افتد)۲ دگران رَوَند و آیَند و تو همچنان که هستی ابیعبدالله، آقایِ من ... (همه آهوانِ صحرا سَرِ خود نهاده بر کف)۲ به امیدِ آنکه روزی به شکار خواهی آمد (کششی که عشق دارد نَگُذارَدَت بدینسان)۲ به جنازه گر نیایی، به مزار خواهی آمد ابیعبدالله، آقایِ من ... (گر همه صورتگران صورتِ زیبا کِشَند)۲ صورتِ اربابِ ما از همه زیباتر است اباعبدالله، اباعبدالله، اباعبدالله ... یا اباعبدالله، یا اباعبدالله ... (مدعیان گر زنند دَعویِ بالاتری)۲ پرچمِ عباسِ او از همه بالاتر است یا ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل ... یا ابوفاضل، یا ابوفاضل ...