ابن مرجانه سرگردان میشود
سیدرضا نریمانیپسندیدن75
بازدید15.1K
ابن مرجانه سرگردان میشود با خطبهی زینب طوفان میشود روی منبر تا میگوید اُسکُتوا دشمن در لاک خود، پنهان میشود میدان، در حصاره زینب خطبه، ذوالفقاره زینب لرزید پایههای مسجد این است اقتدار زینب آنچنان با هیبت، رویِ منبر رفته رویِ منبر گویا خودِ حیدر رفته فتح شام و کوفه، با دوجمله یعنی در حقیقت زینب، فتحِ خیبر رفته جانم زینب(۲) خطبه را طوری کوبنده خواندهاست زنگِ مهملها از حرکت ماندهاست ثابت شد بر سرلشگرهای یزید دنیا سرباز و زینب، فرمانده است زینب، محشر در محشر زینب، یکتنه یکلشگر الحق دل و جرئت دارد زینب یادگارِ حیدر از کلام زینب، دُرّ و زر میریزد قلبِ سردارانِ، با جگر میریزد یک اشاره میکرد، همه میفهمیدند کاخِ اون ملعون با، یک تَشر میریزد