ابلفضل تو بودی
وحید شکریپسندیدن39
بازدید8K
ابالفضل ابالفصل تو بودی پناه من و تکیهگاه سپاهم کنار تنت مات و مبهوتم و غرق آهم واویلا واویلا ابالفضل ابالفضل بلند شو که چشم انتظار تو خیمه سکینه رقیّهام میمیره تو رو با همین وضع ببینه واویلا واویلا پاشو از رو خاکا علمدار جان من علم رو یور دیگه بردار جان من به شیرخواره داده رقیّه قول آب من بیشتر از این نکن زار جان من ابالفضل ابالفضل شکستی قدم رو بدون رفته صبر و قرارم رو دست بریدهات با گریه سرم رو میذارم واویلا واویلا ابالفضل ابالفضل بمیرم تنت رو با سر نیزه وا کردن از هم الآن که لشکر بریزن توی خیمه کمکم واویلا واویلا نباشی حرم میره غارت عبّاسم میریزن برای غنیمت عبّاسم میترسم از اون لحظهای که با سیلی به زنها بشه هتک حرمت عبّاسم ابالفضل ابالفضل تموم دیگه بعد تو کارم اینُ میدونم اینایی که دیدم نمیدن یه لحظه امونم واویلا واویلا ابالفضل ابالفضل بلند شو یه بغض عجیبی میون گلومِ بلند شو که تو دشمنا صحبت از آبرومِ واویلا واویلا شروع میشه غمهای زینب بعد تو میخندن به اشکای زینب بعد تو اگه پا نشی از روی خاک میزنن طناب رو دستای زینب بعد تو عمو بیا عمو بیا تو کجایی ای عمو که من به غارت رفتم عمو بیا عمو بیا چشمتُ دور دیدن که من اسارت رفتم میبرن ما رو محله یهود أین عمی العبّاس دختر شامی عروسکم ربود أین عمی العبّاس (أین عمی العبّاس أين عمی العبّاس أین عمی العبّاس)۳ پناه حرم کجا داری میری بگو برادرم بدرقه راه تو چشمای ترم آهسته تر برو داداش مضطرم آه حسین وای حسین زهرا نیمههای شب بود دیدم که حسن بیدارِ با گریه میگفت زیر لب نامرد بار شیشه داره اصلا صورتت چرا نیلیِ جای ابروهات رد سیلیِ (یارالی ننه یارالی ننه یارالی ننه وای وای)