آی مردم ببینید رفت از دست جوونم
حاج اسلام میرزاییپسندیدن11
بازدید800+
آی مردم ببینید رفت از دست جوونم بعد از این الهی من زنده نمونم کشتن اکبرم رو با لبهای تشنه ریختن روی جسمش با شمشیر و دشنه یه جای سالم رو تنش نیست دیگه نفس تُو بدنش نیست کشتن علیِاکبرم رو هوا برای مُردنش نیست ریخته بههم پیکرش، شکسته فرقِ سرش قطعه به قطعه شده، درهمه بال و پرش واویلا علی جان ... با قلبی شکسته رُو خاکا میشینم سخته پیکرت رو اینجوری ببینم اعضای تنت رو میچینم کنارت میبینی عزیزم بیصبر و قرارم تنت کشیده شد رُو خاکا افتادی روی خاک صحرا پاشو نگاه به غربتم کن نذار منو غریب و تنها پاشو عزیز دلم، چی سرت اومد گلم؟ ازم گرفتن تو رو، آتیش گرفت حاصلم واویلا علی جان ... پاشو که یه لشکر میخندن به اشکام رفتی و علی جان میلرزه دوتا پام عمّه زینب اومد واسه یاریِ من دیگه خوب نمیشه زخمِ کاریِ من پاشو که عمّه زینب اومد ببین که جونش به لب اومد اهل حرم دیده به راهن رفتنت آتیش به حرم زد منتظرن خواهرات، هستن همه چشم به راهت خبر ندارن که شد کربوبلا قتلگاهت واویلا علی جان ...