آیینهی تمثال اعطینا خدیجه
محمدحسین پویانفرپسندیدن1
بازدید13.2K
آیینهی تمثال اعطینا خدیجه شرح بسیط سورهی طاها، خدیجه در پشت صدها پرده نا پیدا، خدیجه ای سر پناه بیپناهیها خدیجه مادرترین مادر برای ما خدیجه در شاه راه نور راهی میشوی تو روشنترین راه رهایی میشوی تو پایان شبهای تباهی میشوی تو شأن مباهات الهی میشوی تو مبهوت میکردی خدایت را خدیجه تاجر تر از هر کس در این عالم تو بودی آموزگار هاجر و مریم تو بودی نقش نگین حضرت خاتم تو بودی بال شب معراج احمد هم تو بودی رفته است نامت با نبی بالا، خدیجه بال نبی را دیدی از بالت گذشتی در راه آمالش از آمالت گذشتی دل کندهای از سود هر سالت گذشتی پای خدا از کل اموالت گذشتی در بی نیازی شهرهی دنیا خدیجه لحن تو آوایی دلآرا پروَرَش داد جوی تو صدها رود زیبا پروَرَش داد باغ تو گلهایی شکوفا پرورش داد دامان تو امابیها پرورش داد هرگز ندارد دخترت همتا، خدیجه تصویر مذهب خلق شد صاحب اثر تو یعنی که اصل و فرع دین پیداست در تو هم بیحرم هم بیکفن بالیده بر تو پس بهترین مادربزرگ هر پسر تو ای افتخار این دو تا آقا، خدیجه گر چه دم آخر فقط بیمار بودی با این که بین بسترت تبدار بودی بیبی بگو بین در و دیوار بودی آزرده ازبیرحمی مسمار بودی اما امان از دخترت زهرا، خدیجه کفتارها تا بیشهی آمو رسیدند شاخه گل یاس تو را از ریشه چیدند چادر نمازی ساده را آتش کشیدند وقتی که در افتاد روی آن دویدند محسن چه شد در بین آن بلوا، خدیجه کاش آتش، قاتل کوثر نمیشد میخ کج در سهم این دختر نمیشد دیگر جراحاتش از این بدتر نمیشد میخواست تا برخیزد از بستر نمیشد زهرا اواخر سخت میشد پا، خدیجه **** کفنی داشت زخون و، کفنی داشت ز سنگ تا نگویند حسین ابن علی بیکفن است