آیینهدارِ زینب و زهرا رقیه
حاج مهدی سلحشورپسندیدن25
بازدید10.1K
آیینهدارِ زینب و زهرا، رقیه کوچکترین انسیةُ الحورا رقیه پشت سرش بیشک دعای پنج تن بود آدم اگر میگفت اول یا رقیه خورشید در منظومهی عشق حسینی صد سال نوری راه دارد تا رقیه جا داشت روی شانهی کعبه اباالفضل جا داشت روی شانهی سقّا رقیه آرامتر از هر زمانی بود اصغر میخوانْد تا بالا سرش لالا رقیه پا بر مغیلان مینهد اما محال است روی سر موری گذارد پا رقیه این طفل بیآزار را آزار دادند زجر بدی را دید در دنیا رقیه زینب زِ پا افتاد وقتی دید در راه طفلان همه بر ناقهاند اِلّا رقیه حتی در اوج ضعف هم چیزی نمیخواست جز دست گرم و بوسهی بابا رقیه دیدار حاصل شد ولی دستی نیامد تنها سر آمد دیدنش اما رقیه حیرتزده پرسید عمّه این سر کیست؟ یا للعجب نشناخت بابا را رقیه! قلبش ندا سر داد این سر کعبهی توست پروردگارت آمده اینجا رقیه از بوسهاش جان میگرفت، اینبار اما جان داد با بوسیدن لبها رقیه