آیههای فتح میخوانم به نام خندههایت
حاج محمود کریمیپسندیدن14
بازدید16.7K
آیههای فتح میخوانم به نام خندههایت تا ملاقات خدا رفتهست هُرم ربنایت بیقرارم بیقرارِ جاء نصرُالله والفتح آیهها و سورهها جاریست در اوج صدایت میروی تا اوج تا اِنّا اِلیه راجعون چون غرق حیرت ماندهام در پیشگاه چشمهاست سینه مالامالِ درد است ای دریغا آه سید رفته ای جای تو خالی مانده در این روزهایت خون تو میجوشد از پژواک فریادی نهفته باز هم پیچیده در تاریخ مظلومان ندایت در زمین پژواک دردِ توست جاری در زمانه مانده از اقلیم چشمان تو صدها جان به جایت دردهای تو بلایی نیست زیباییست زیبا چون که فرموده است مولا البلا و للولایت نیلهای آبی این سرزمینها بعد نامت سرختر میجوشد از دریای سرخ بینهایت سامریها رد اعجاز تو را در خون گرفتند سامریها را بتاران با تکانی از عبایت سید مظلوم ای قد قامتِ تکبیر در خون با اذان عشق در گوش زمان جاری صلایت راهِ تو راهِ حسین ابن علی در بی کرانهاست نام تو لبریز از عشق است عشق دلربایت اِرباً اِربای تنت را بادها در خود شکستند اشکها باران شدند انگار در کرب و بلایت شیعهی حیدر شدن یعنی که با فرقِ پر از خون استخوانی در گلو باشی به وقت ابتلایت در نجف بیروت جاری میشود با ذوالفقارت کربلا لبنان به آغوشش کشیده با ردایت عصر یک روزِ پر از باران نشستم رو به لبنان سیبها را هی تعارف میکنی جانم فدایت سیبها را مثل زیتون های غزه دوست دارم سیب هایی که رسیده در تب انگشتهایت عصر یک روز گرفته چشمهایم خون و داغ است عطر یک پیراهن معصوم پیچید از قبایت عاشقانه دوستت دارند ایرانها جهانها عاشقانه داغ بر دل مانده از عطر هوایت نام تو سید حسن نصرُ مِنَ الله است راهت نام تو پیوند دارد با شکوه ندبههایت رفتنت انگار در خود آمدن دارد دوباره رجعت سرخ شهیدان انبیا و اولیایت صبح نزدیک است سید خونِ تو این را گواهی من خودم عطر سواری را تنفس میکنم در ماورایت