آوردم آقا حاصلم رو
سایر ذاکرینپسندیدن2
بازدید1.2K
((آوردم آقا حاصلم رو این دو گُلِ ناقابلم رو)۲ باگردشِ چشمات، آروم كن (یه كم دلم رو)۲)۲ (كفن كردم، به تناشون زدم شونه، به موهاشون)۲ میدونم كه، آبرو دارن پیشِ آقاشون ای برادر، (ردم نكن جانِ مادر)3 ... **** (شیرانِ زینب این دو هستن)۲ (قفلِ قفسها رو شكستن)۲ سربندِ «یا زهرا» به رویِ پیشونی بستن (حالا میخوان، تویِ میدون بشن آقا، دوتا مجنون)۲ برات شمشیر، بزنن آقا تا به پایِ جون ای برادر، (ردم نكن جانِ مادر)3 ... ***** (این دو اگه آرومِ جونن)۲ انقدر نگو زینب جوونن اصلاً میخوام تا قبلِ مغرب، زنده نمونن (اینا غیرتآفرینن نخواه از من، كه بشینن)۲ دمِ مغرب، مادرشون رو اسیر ببینن ای برادر، (ردم نكن جانِ مادر)3 ...