به قتل صبر میکشن
مهدی اکبریپسندیدن35
بازدید4.4K
به قتل صبر میکشن، بین دو نهر میکشن ظهر شروع کردنو، تا دم عصر میکشن پاشو پس نمیکشه شمرم رها کنه، سنان دست نمیکشه آخ نفس نمیکشه اینجوری که معلومه، کار به شبث نمیکشه (سر یک پیراهنی جنجاله، بدنی پاماله نعل مرکب میشه، آلت قتاله)۲ منع ز آب کردنش، چقدر عذاب کردنش به خاطر گندم ری، بود آسیاب کردنش آه یا مظلوم، آه یا مجروح، یا اباعبدالله --- هر لاله که سر بریده شد پرپر بود الا تو که زنده سر بریدند تو رو زینت دوش نبی، روی زمین جای تو نیست خار و خاشاک زمین، منزل و مأوای تو نیست خاک عالم به سرم، بر اثر تیر و سنان جای یک بوسهی من، در همه اعضای تو نیست