آهویی در دام و درگیره صیادم
علی نجفیپسندیدن0
بازدید700+
آهویی در دام و درگیر صیادم شیرینِ قصّههامه و من فرهادم حرفای قلبم از تو چشمام معلومه مجنون چشمای زیبای سجادم صورت نورانیش مثل شب مهتاب قُنداقهاش این روزا تو دستای ارباب انبیا برا زیارتش صف کشیدن از بالا گُلپسر به این خوشگلی آخه ندیدن تا حالا ملائکه دَمپَرت، گُل میریزن رو سرت افتخار مایی چون ایرونیه مادرت (مولانا مولانا مولانا یا سجاد...)۴ شب شبِ شادی و شب شبِ فریاده شورِ جنون بازم تو سَرم افتاده چی بهتر از اینه واسه ما نوکرها که بعد از این داریم دیگه اربابزاده از عمه دل بُرده طرحِ لبِ خندونش عمو عباس میگه جونِ عمو قربونش ایرانیا وقتشه که عیدی بخواین از زهرا محاله که کیسهی گدا پُر نشه این شبها صدا کنید خدا رو، رها کنید غما رو وقتشه که بگیریم براتِ کربلا رو (مولانا مولانا مولانا یا سجاد...)۴ تو که لیلا باشی میشن همه مجنونت از آدم تا خاتم هستند بلاگردونت از بین خوبای عالَم قسمتِ کی؟ جبرییله که میشه گهواره جُنبون نگاه تو زیبا خندیدن تو محشر کام تو وا شد با سبّابهی پیغمبر ملائکه اومدن برا دیدن قُنداقهات شدن برا دیدنت همه انبیا بیطاقت ماهِ شبای خونه، تو دستِ آسمونه بالا سرش مادرش لالایی براش میخونه (خوش اومدی حسین جان...)۴ (حسین جان حسین جان...)۴