آهسته گذارید روی تخته تنش را
علی اکبر زادفرجپسندیدن5
بازدید200+
آهسته گذارید روی تخته تنش را آن میخ اذیّت نکند پیرهنش را اصلاً بگذارید روی خاک بماند زشت است بیارند غلامان بدنش را این مردِ الهی مگر اولاد ندارد؟ بردند چرا مثل غریبان بدنش را؟ این مرد نگهبان که حیا هیچ ندارد بد نیست بگیرد جلوی آن دهنش را **** یا ربّ نصیب هیچ غریبی دگر مکن دردی که گیسوان حسن را سپید کرد با صد امید حامیِ مادر شدم ولی سیلی زد و امیدِ مرا ناامید کرد