آهستهتر ای کاروان به کجا چنین شتابان
مهدی اکبریپسندیدن7
بازدید3.3K
((آهستهتر ای کاروان)2 (به کجا چنین شتابان)2)3 (این قافله عشق عالمه)2 (مکن آوارهی بیابان)2 (صدای زنگ قافله دل زینبو میلرزونه فکر فراق و فاصله دل زینبو میلرزونه)2 (قافلهی بنیهاشم تو راهه، تو راهه، تو راهه ولی حیف عمر این سفر کوتاهه، کوتاه، کوتاهه مگه بودن حسین و زینب گناهه، گناهه، گناهه)2 یه خواهر و شش برادر برادرای دلاور با هم شدن همسفر رباب و علیِ اصغر قاسم و علیِ اکبر (ولی دل زینب چرا بیقراره، بیقراره، بیقراره (یه لحظه چشم از حسینش بر نداره، بر نداره، بر نداره)2)2 (تا نگاه به قد و بالای عباس میکنه)2 آه میکشه تا حسینو میبینه گریهکنون نالهی جانکاه میکشه وقتی دل بچهها رو غم میگیره هر جایی که دختری ماتم میگیره تو دل کوچیکش جا غم عالم میگیره سکینه میاد یاریش میده با خنده دلداریش میده میگه نترس ای خواهرم، همسفرم همسفر ماست عموی دلاورم که خدا سایهی اونو نگیره از رو سرم (یه تنه یه لشگره عموی ما دلاوره)3 ذوالفقار علی و حیدرِ روز خیبره (اعوذ بالله من کرببلا)2