نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج محمود کریمی - آن‌که با غمزه‌‌های گفتارش

آن‌که با غمزه‌‌های گفتارش

[ حاج محمود کریمی ]
آن‌که با غمزه‌‌های گفتارش
درس‌آموز صد مدرّس بود
در نفس‌های آخر عمرش
قلم و کاغذی طلب بنمود

چون که می‌خواست بعد او مردم
نشوند از مسیر حق، گمراه
خواست در آخرین وصیّت خویش
بنویسد: علی ولی‌ الله

ناگهان از میان جمعیّت
محضر حضرت رسول ‌الله
یک‌نفر، آن‌که دانی و دانم
گفت: اِنّ الرّجل لَیَهجُر؛ آه

او که آیات را نمی‌فهمید
گفت: قرآن برای ما کافی‌ست
او نفهمید که حدیث رسول
جز کلام خدای سبحان نیست

آن رسولی که گفت: ای مردم!
یک امانت ز من کنار شماست
أجر پیغمبری من، تنها
احترام به دخترم زهراست

چند روزی گذشت، مردی که
بر نبی بست تهمت هذیان
او که قرآن برای او بس بود
حمله‌ور شد به کوثر قرآن

کوچه آماده، هیزم آماده
یک‌نفس مانده بود تا آتش
داد زد: ای اهالی خانه
یا که بیعت کنید یا آتش

همه گفتند: فاطمه آنجاست
گفت: فضّه، حسن، علی یا او
هرکسی پشت درب این خانه ا‌ست
طعمه‌ی آتش است حتّی او

همه گفتند: محسنش پس چه؟
گفت: فرقی نمی‌کند اصلاً
باید این خانه را بسوزانم
مرد باشد میان آن یا زن

چند لحظه سکوت کرد و سپس
چند گامی سوی عقب برگشت
همه گفتند: منصرف شده است
همه گفتند که به خیر گذشت

ناگهان باز سمت خانه دوید
لگدی زد به در؛ خدا! مادر
فاطمه، بی‌سپر؛ خدا! محسن
در، شده شعله‌ور؛ خدا! مادر

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل