آن روز که عرش بود خلوت
حاج جواد حیدریپسندیدن8
بازدید400+
ای جان جهان جهان جان ادرکنی قیوم زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دم مسیحا الغوث یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی ****** آن روز که عرش بود خلوت تحت نظر تو بود خلقت قبل از همه بودهای و هستی در عالم نور پیشکسوت جبرئیل برای بردن وحی اول ز تو میگرفت رخصت افتاده به پات هر پیمبر ای سرّ حقیقی نبوت هر حرف که میزنی تو قرآن هر کار که میکنی تو سنت یک جلوه ز جلوهی تو توحید یک شأن ز شأن تو ولایت ارث پدری توست دنیا ملک پدری توست جنت شاگرد تو بوده و عجب نیست گر فضه کند به ما امامت هستی تو امام بر ائمه هستی به حجج یگانه حجت هر وقت که از تو حرف میزد موسای کلیم داشت لکنت به خانهی تو سلام میداد احمد سر صبح رأس ساعت رحمت به تمام شیعیانت بر منکر روضهی تو لعنت دست کرمت امید شیعه ای چادر تو پناه امت ما بچهی بیوفا و جاهل تو مادر خوب و با محبت کوری حسودهای یثرب ای فاطمهجان سرت سلامت ای حوریه جای تو بهشت است رفتی به زمین چه بود علت شرمنده اگر که اهل دنیا دادند به تو هزار زحمت در کوچه تو را زدند و بعداً کردند ز گریهات شکایت از بعد قضیه قباله حیدر ز تو میکشد خجالت ****** (مقصد خصم عیادت نبود از زهرا قاتلم آمده بر دیدن جان کندن من)