آن را که به جز قرب خدا هیچ ندارد
امیر کرمانشاهیپسندیدن5
بازدید4.4K
آن را که به جز قُربِ خدا هیچ ندارد در وقتِ بلا، غیرِ دعا هیچ ندارد پروانه پرش سوخت و من یاد گرفتم عاشق شدنم غیرِ بلا هیچ ندارد از لُکنَتَم ایراد نگیرید بِلالَم دل مایهیِ قُرب است، صدا هیچ ندارد باید به مقامات نظر داشت، نه اسباب موسیٰ همه کارهست، عصا هیچ ندارد از جانبِ گیسویِ نگار است که خوشبوست از ناحیهیِ خویش، صبا هیچ ندارد اموالِ کریمان همهاش مالِ فقیر است اصلاً چه کسی گفته گدا هیچ ندارد هرکس که تو را دارد و در سینه ندارد مِهرِ علی و فاطمه را، هیچ ندارد بگذار که از فاطمه بهتر بنویسم او را عوضِ فاطمه، مادر بنویسم بگذار که اول صلواتی بفرستم تا نامِ تو را خوب، معطّر بنویسم تو پا بگذاری و منم سر بگذارم تو پا بنویسی و منم سَر بنویسم در فکرِ بقیعم من اگر میل ندارم بر گنبدِ خَضرات کبوتر بنویسم تو گاه علی هستی و گهگاه محمّد ماندم که علی یا که پیمبر بنویسم راضی شده بودیم به املایِ محمّد اما نرسیدیم به معنایِ محمّد هرآنچه که دارند رسولان، همه دارند از معجزهیِ خاکِ قدمهایِ محمّد مولاست همان رحمتِ امروزِ پیمبر زهراست همان رحمتِ فردایِ محمّد تفسیرِ کمالاتِ جلالیِ علی بود لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّایِ محمّد این وحدتِ محض است، دوئیت به میان نیست خوابید اگر شیرِ خدا جایِ محمّد اسلامِ محمّد به جز اسلامِ علی نیست منهایِ علی یعنی منهایِ محمّد در آینهیِ فاطمه دیدهست خودش را بنشسته محمّد به تماشایِ محمّد با جعفرِ صادق به روایات رسیدیم با لطفِ روایات به آیات رسیدیم عبدِ تو شدیم و سَرِ سجّاده که رفتیم دیدیم به مجموعِ عبادات رسیدیم با واسطه، ما پیشِ خداوند نشستیم از راهِ توسّل به مناجات رسیدیم از رَدِّ قدمهایِ تو تا خانهیِ زهرا یک دفعه، دو دفعه، نه به کَرّات رسیدیم از گریهیِ تو در وسطِ شعلهیِ خانه به سوختنِ مادرِ سادات رسیدیم ما خاکنشینانِ حرم، عرشنشینیم از اَرضِ بقیعت به سماوات رسیدیم