نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

آنکه در شأن نزول خود به کوثر رفته است فاطمه نامش شده از بس به مادر رفته است از مقام نجمه چیزی کم نخواهد شد که هیچ افتخارش نیز شد مادر به دختر رفته است عجز خود را در بیان کردن نموده آشکار هر کسی در وصف این بانو به منبر رفته است سر در آوردم به ناگاه از دل سلطانِ طوس هر زمان ذهنم فرو در فکر خواهر رفته است با فداها گفتنِ موسی ابن جعفر شک نکن شأن او بسیار از مریم فراتر رفته است او تحمّل کرده ما را سالهای سال، چون وقت کظم غیظ به موسی ابن جعفر رفته است زائر او رتبهاش با زائر سلطان یکیست چونکه این خواهر تماماً به برادر رفته است با سروری بینظیر آمد برون از آن حرم هر دلی که وقت پابوسی مُکدّر رفته است مرقدش، خاصیّتش این است زائر دفعتاً پای بوس یازده فرزند حیدر رفته است نه فقط او را زیارت کرده زائر، باطناً در مدینه خانهی زهرای اطهر رفته است پیش از محشر، به جنّات خدا داخل شده هر کسی یک بار حتّی سمت این در رفته است در طریق وصل چون ما راه رفتن خوب نیست خوشبهحال آن که در این راه با سر رفته است دم به دم در قبر مهمانند او را اهلبیت هر کسی بر آستان بوسی، مکرّر رفته است کفش را از پا در آر اینجا که این محدوده را هر سحر پیش از اذان جبرییل با پر رفته است
هنوز نظری ثبت نشده