آمد ورودیه
حاج محمود کریمیپسندیدن15
بازدید17.1K
آمد ورودیه بارانی است، حال و هوای حسینیه در اوج احترام یک کاروان رسیده، به صحرای ماریه گرچه رسیدهاند پایان این سفر شده، آغاز مرثیه زینب به خویش گفت بوی فراق، میرسد از سمت بادیه قبل از ورود شمر قلبش شکست حضرت زهرای مرضیه ناحیه ی گلو شد شرح آن زیارت مخصوص ناحیه امسال میرسد دست رقیه، دست ابالفضل مرثیه امسال میخورد اصغر میخورد، ولو چند ثانیه حی علی الصلاة حی علی العزا شد و آغاز مرثیه *** دل اضطراب داشت شکر خدا رقیه به صورت نقاب داشت هر محملی که بود از گیسوی فرشته به دورش حجاب داشت هر رفت و آمدی در کاروان عشق، حساب و کتاب داشت آمد سکینه و شرم حضور پیش رخ، آفتاب داشت از ناقه بر زمین زینب قدم گذاشت و اکبر رکاب داشت. عباسِ من کجاست؟ آری هنوز پرسش زینب جواب داشت حرف از عطش نبود سقا برای اهل حرم مشک آب داشت سیراب و بی صدا پیش رباب، کودک شش ماهه خواب داشت *** کمکم زمان گذشت ایام خوش گذشت ولی ناگهان گذشت اکبر که رفت آه بانگ اذان نیامد و وقت اذان گذشت سقا نیامد و آخرسر آب از سر لب تشنگان گذشت وای از دل رباب با نیشخند حرمله تیر از کمان گذشت در بین قتلگاه سرنیزه ای شکست، ولی از دهان گذشت سرنیزه بس نبود ؟!؟ یک دم که خنجر آمد و از استخوان گذشت چون روضه باز بود از روضه ی بریدن سر، روضه خوان گذشت ***