آماده کرد میان صحن خانه
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن5
بازدید2K
حالا که زخمهای تو مرهم گرفته است بانو تمام خانه من غم گرفته است سنی نداشتی چقدر پیر میروی شرم از قد هلال تو حالم گرفته است کز کرده خاطرات تو را میکند مرور یک گوشه خانهدار تو ماتم گرفته است جز چند تکیهی کفنی بین بقچه چیست بر دیده میگذارد و محکم گرفته است بوسه حسین بر کف پای تو میزند امشب برای عمر کمت دم گرفته است لحظه به لحظه غسل تو را پیر میشوم از زندگی نفس به نفس سیر میشوم با زخم بال پر زدنت سرخ گشته است گلبرگهای یاسمنت سرخ گشته است در لحظههای شستن از زیر پیرهن مثل غروب پیرهنت سرخ گشته است چندین و چند جای تن تو شده کبود چندین و چند جای تنت سرخ گشته است (ببین بشکسته پهلویش سیه گردیده بازویش بین نیلی شده رویش بریز آب روان رویش ولی آهسته آهسته) ای زخم سینه بدقلقی میکند هنوز سر باز کرده و کفنت سرخ گشته است وا شد گره ز روسریت وای بر دلم از زیر گوش تا دهنت سرخ گشته است از بس که آستین به دهن گریه میکند از بغض صورت حسنت سرخ گشته است