آقا سلام ماه مبارک تمام شد
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن5
بازدید600+
آقا سلام، ماهِ مبارک تمام شد شبهای آخرِ من و ماهِ صیام شد درهایی از ضیافتِ حق بسته شد ولی پشتِ درِ نگاهِ شما، ازدحام شد سفره دوباره جمع شد و دیر آمدیم دیر آمدیم و قسمتِ ما فیضِ عام شد بینِ دعایِ آخرِ سفره دعا کنید شاید که سال، سالِ ظهور امام شد آقا دعا کنید که شبهای آخر است شاید که میهمانی ما هم به کام شد **** (من را ببخش ای عشق، ای صاحبِ زمانه)۲ که در خزان وزیدهام، چون باد سرکشانه راهِ تو را نرفتم، حرف تو را نگفتم رو دست خوردم آخر، از بازی زمانه یابن الحسن کجایی... با هر بهانه رفتم از پیشِ تو، تو اما دستِ مرا گرفتی بی عذر و بیبهانه من آمدم که با اشک، چشم از همه بشویم حالا که چشم شستم، بر چشمِ من تو پا نِه در موجِ بیپناهی، کشتی شکستهام من غیر از نجف ندارم، جای دگر کرانه دلخستگانِ دنیا، راهِ نجف گرفتند آدم که خسته باشد رو میکند به خانه چون کودکِ دبستان، رفتم نجف شبستان با گریهام گرفتم، از مادر استعانه یاسِ جوانِ حیدر، افتاده پشتِ این در دارد به روی دیوار، خون میزند جوانه گردیده بود قنفذ، همدست با مغیره او با غلافِ شمشیر، آن یک به تازیانه خون گریه کرد مسمار، در هم شکست دیوار حوریه بینِ آتش، آتش کشد زبانه افتاد بارِ زهرا، بر شانههای دیوار فضه بیا کمک کن، بر این شکسته شانه