آقاجان حسین حسین آقاجان
حاج علی کرمیپسندیدن41
بازدید1.2K
آقاجان حسین حسین آقاجان... توو قتلگاه تا خورد زمین سپر نداشته غارت که شد از خیمهها خبر نداشته عصا اگه نمیزدن ضرر نداشته با شکم گرسنه کشتنش خندیده شمر به نیزه خوردنش رفت دو سه بار با چکمه رو تنش دلگیرِ جسارت نامرده شمره که رو سینه جا خوش کرده قرار نبود کشتیش اگه بهش بخندی پاشو دیگه نشستی رو جای بلندی با چه دلی از این بدن سرش رو کندی (کشتنِ او که قیل و قال نداشت بهخدا بیسر و صدا میشد کاش قبل از رسیدن زینب شمر از روی سینه پا میشد) حیف که نسوخت دلت به مادرش سرو نبُرد ببینه دخترش بالای تل شکسته خواهرش کاش کمتر سرو عذاب میدادی قبل از ذبح به تشنه آب میدادی آقاجان حسین حسین آقاجان... نفس بکِش تا که یه کم نفس بگیرم میخوام تن کمِ تو رو رو دست بگیرم فقط بگو سرت رو از کی پس بگیرم بگو رو بال و پرت نگردونن نیزه رو دور سرت نگردونن آخه من یه خواهرم بگو حسین جلو من دیگه برت نگردونن از توو قتلگاه سرت بیرون زده تکه تکه جگرت بیرون زده یهجوری با نیزه توو سینهت زدن نیزهها از کمرت بیرون زده **** عذاب کردنت، منع آب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت تمومه حسین، روبهرومه حسین خودت بگو که پیکرت کدومه حسین